شوخی پفک است و طنز برگه زردآلو!

درود

این روز ها جلساتی که تحت عنوان طنز برقرار و برگزار می شود گاه فکاهه، شوخی و غیره را نیز به آن اضافه می کنند  درست مثل پارچ دوغی که تا سفید است آبی هم به آن می بندند.

راستی چه باید کرد؟

شوخی پفک است و طنز برگه زردآلو:

مادام که روح جامعه در دست طناز است او بر لبه پرتگاهی زیبا نشسته است که اگر منجر به سقوط او شود تنهایی به قعر تباهی نخواهدرفت. طناز هرگز دلقک جامعه تلقی نگردیده و دیگران با دیدن او آماده خندیدن نخواهند شد، او دیگرگونه می‌بیند و نگاه او بر معضلات و ناروایی های جامعه از دریچه‌ای است که دیگران را به تأمل، تحمل وبا عصاره نیشخند وا می‌دارد، او بر افکار مردم قدم می‌زند و بر نگاه جامعه قلم و مشاهدات و معاینه‌های او، روح جامعه را ترمیم می‌کند و اشاره‌های طنازانه او مرهمی است که جامعه آن را باور دارد.

او پدری است که واقعیات تلخ و سختی‌های روزگار را چشیده و لمس کرده و فرد فرد جامعه فرزند نوباوه مکتب اویند که چالشها و سختی‌های جامعه را رندانه و نرم که هرگز بویی از شوخی در آن نیست را تعلیم می‌دهد و می‌آموزد.

دیر وقتی نیست که ذائقه کودک زمان ما تغییر کرده است، مدت زمانی نپاییده که خودمان درک می‌کنیم که در تغییر ذائقه ی او نقشی عمده ایفا کرده و آنگاه که متوجه اشتباه فاحشمان شده‌ایم و باور کرده‌ایم که شوخی چون پفکی است که تأثیر به سزایی در تأمل و تحمل و ارائه لبخندی مدام را بر او نداشته و روح سراسر گرسنه ی او را اشباع نکرده سعی در تغییر ذائقه او می گیریم و افسوس که دیگر ذائقه کودک زمان که سهل‌الهضمی شوخی را پذیرفته سعی در تفکر و تعمق در لایه‌های درونی جامعه نخواهد داشت و شوخی را که سطحی و گذارا است با طنز مشابه یکسان می‌گیرد.

اگر به افکار طنز آمیز عبیدزاکانی، رندانه‌های حافظ و دیگر نویسندگان و شاعران تا انقلاب طنز عصر مشروطه نگاهی گذرا داشته باشیم می بینم که چگونه ترک‌تاز، شکر و شکایت، آخ چقدر سرماست امشب آی نه نه، با هم در می‌آمیزد و غم و لبخند را همراه با تفکری جاودانه به آیندگان تقدیم می‌کند. تفکری که آمده تا بماند و نه آنکه به نسیم لبخندی بیاید برای همیشه به دیار فراموشی سپرده شود.

طنزپرداز امروز گاه ندانسته شوخی، فکاهه، لودگی، رکاکت، جوک و لطیفه را با طنز اشتباهی گرفته و آن را نیز  بی مهابا به مردم طناز و باهوش عرضه می‌کند و اگر کسانی چون عمران صلاحی، صابر فومنی و گرامی طنازانی که در محافل ادبی امروز که درک صحیحی از طنز دارند نبودند، شوخی، شوخی سر طنز را خود می‌بریدیم.

نخست وظیفه طناز سیبل کردن و آ‌ماج قرار دادن افرادی نیست که در گذر روزگار چون آب رودخانه در گذرند، وظیفه او بیان معضلات و واقعیات تلخی است که می‌تواند تأمل و تحمل را در قالب طنزی مدام و کلی ارائه نمایند.

وظیفه طناز خلق نیش‌خند، ریشخند و تلخندی است که  از اقیانوس متلاتم روزگار با بیانی دیگرگونه و نرم به مردم تقدیم می‌کند و مردم آن را باور می‌کنند و با گوش جان می‌پذیرند.

شعر او اگر رکاکت در لفظ و معنی، پراختن به امور گذرا، خلق دریچه‌ای برای توهین و افترا باشد، شاید در نظر کودک زمان نیک جلوه کند اما عمری بس کوتاه خواهد داشت.

طناز باید بداند که از نظر درون مایه و بن مایه شعر و نثر میراثی برای آیندگان بجای بگذارد که با مرگ مؤلف و طناز، اندیشه ای بر لب جان همگان با تعمق و تأمل جاری می باشد. طناز باید در کند که «طنز شوخی بردار نیست!!! »[1]


[1] ـ گوینده این مطلب عمیق بر ما پوشیده است.

نیز هست 

هرکجا خیر است خوبانم، کمی شر نیز هست
هرکسی مشکوک باشد اهل باور نیز هست
 

آنکه دانای کل است فهیمده این را گاه‌گاه
در ضمیر نا خوداگاهش کمی... نیز هست
 

پنجره جای تماشای دو چشم مست اوست
 تا رسیدن نردبان و روزن و در نیز هست
 

شانه‌ها در زیر باران گاه می‌لرزد ولی
 نی نمی داند که ما را رقص بندر نیز هست
 

با دل پر از چه باید گفت بغض حنجره
چون خزان و باد مرگ و مرغ پرپر نیز هست
 

ای علی گویان امروزی که قارون گشته‌اید
یاسر و عمار و سلمان و ابوذر نیز هست
 

پیر ما می‌گفت هرکس می‌خورد شبها شراب
اهل بحث و درس و عشق و اهل‌ منبر نیز هست

لاله می‌داند شقایق هرکه را عاشق کند
مثل گنگ خواب دیده لاجرم کر نیز هست

با خدا باشید  و در گوشش بگویید ای خدا

در غریبستان تهرانت، مظفر نیز هست

 

شاد باشید

بدرود

/ 12 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بانوی نیمه شب

درود وبلاگ " دایرة المعارف طنز" با اولین کلمه آغاز به کار کرد. از شما دعوت می شود کلمه مورد نظر را به صورت نظم یا نثر تعریف بفرمایید. وبلاگ "دایرة المعارف طنز " مکانی برای گردهمآیی تمام طنزپردازان کشور www.d-m-t.blogfa.com

الهه

سلام بسیار دل انگیز بود جناب مظفر شاد کام باشید![لبخند][گل]

فرهاد

الان كه همه جا پر شده از پفك نمكي. برگ زردآلو حكم قره قوروت تو قهوه تلخ رو داره، در نتيجه آدم را به كنج بيمارستان، تيمارستان، ندامتگاه و يا آرامسايشگاه حواله ميكنه. [نگران]

کلاغک

سلام و درود و شب بخیر ... دریچه به روز شد با قصه های بچه های رمضان ... [گل] پاینده باشید ... [گل]

مژده ژیان

پیر ما میگفت هر کس می خورد شبها شراب اهل بحث و درس و عشق و اهل منبر نیز هست.... درود بر شما و دست مرزیاد به این قلم توانا

کلاغک

همه روز ، روزه بودن همه شب نماز کردن همه ساله حج نمودن سفر حجاز کردن ز مدینه تا به کعبه سر و پا برهنه رفتن دو لب از برای لبیک هماره باز کردن به مساجد و معابی همه اعتکاف جستن ز ملاهی و مناهی همه احتراز کردن چو قمر به شب نخفتن به خدای راز گفتن ز وجود بی نیازش طلب نیاز کردن به خدا که هیچ کس را ثمر آنقدر نباشد که به روی نا امیدی در ِ بسته باز کردن سلام و درود دریچه به روز شد با پاسخ پیامبر به یک پرسش ... [گل]

شیخ نهایی

هر که خر شد بی گمان بالا نشست ، بخت یارش بود از روز الست ، آنکه اهل درس و مشق و دانش است ، عاقبت ماتحت او از هم گسست ، اهل علم و دانش و فن آوری ، عرعرونی ، عرعرانی عرعری ! ------------------------------------------- بقیه عرعرهای کشکول نهایی را هم بخوانید و چیزکی بر آن بیفزایید . شاد باشید .