حسن آقا همسایه خوش بحالش

درود

رندی و رندبازی در عالم عشق ، جز مصیبت هیچ حاصلی را به دنبال نخواهد داشت و حسن همسایه نیز کاش میدانست آنها که سکوت کرده اند آتشفشانی را در سینه تلمبار می کنند که ناگاه فوران می کند.

حسن آقا شاید خبر داشت .خدا عالم است...

 

حسن آقا ، همسایه ، خوش بحالش

یه زن گرف، از نوع کر و لالش
نه اهل غر، نه سرخوره ، چه خوبه

الهی که زنش باشه حلالش
چه با شعوره اهل  درک  این زن

دو حرکته پاسخ هر سوالش
 سر که بره بالا پایین می فهمه

معنی بالا پایین و عیالش
شب که میاد به خونه ، شاده این مرد

بازم میگم دوباره خوش به حالش
زیر لبش هرچی بگه مهم نیس

ترکش زن نمی خوره به بالش
 از مادرش ازخواهرش نمی گه

بدجوری سرمسته از این وصالش
یه روز اگه او با زنش دعواش شه

هیچ کسی نیس بشنوه قیل و قالش
شب متکا بغل نداره این مرد

وقتی میره سر بزاره به بالش
اما دیروز اومده بود نون وایی

دیدم که خونیس کت و کیف و شالش
گفتم حسن آقا کی بوده نامرد

خدا الهی بیاره زوالش
گفت پشتمم خورده سه چهارتا کفگیر

سرشونه هامو ممکنه  بمالش 
لوطی محل گف کی بوده حاج حسن

تا بنویسم نسخه ی انتقالش
یه حاج حسن داریم یه محله

گشته منو معرفت  و کمالش
طفلی حسن زد یهو زیر گریه

انگار که دزد اومده برده مالش
گفت زن بگیرید که زبون دار باشه

تا بکشه مغزتونو به چالش
زن آنفولانزاس اونم از نوع ای

فریب میده آدمو با جمالش
کبری و صغراشون همه گزنده ن

شوخی نداره مش و خط و خالش
بپا پسر به گیر زن نیفتی

الخصوص از اون زنای بحالش
بپا پسر یه روزی خر نشی تو

حتی نری یه ذره تو خیالش
حسن آقا همسایه بد بحالش

یه زن داره از نوع کر و لالش

...
تازه میخواستم باهاش با جناق شم

 

گریت ویکتور:

همیشه حنجره هایی هستند که سکوت را فریاد بزنند و پنجره هایی هستند که بی پرده حرفشان را بزنند.

 

شاد باشید.

بدرود

/ 35 نظر / 25 بازدید
نمایش نظرات قبلی
امید نقوی

هر که امسال می‌شود زاده نان او توی روغن افتاده ناف او ميليونر بريده شده دولت اين وعده را به او داده سلام. با حکايت بچه ی بيشتر و کار مضاعف به روزم.

نسرین

سلام مرسی از کامنتتون و شعرتون.... اون شعری که به سبزواری سروده بودید خیلی دلنشین بود آخه منم نیشابوری‌ام و لهجه‌ای کم و بیش شبیه شما دارم. موفق باشید

باد صبا

سلام ممنون از لطفتون شعر جالبی بود. شعر های قبلیتون رو هم چند تاشو خوندم. جالب بودند. موفق باشید.

محمد خاکی زمانی

وبلاگ مرغ همسایه به روز شد با : داستان کوتاه حاج وفاق کارت ازدواج [گل]

پدر صاحب بچه

وبلاگ مرغ همسایه به روز شد با : داستان کوتاه حاج وفاق کارت ازدواج [گل]

معلمی از جنس پائیز

به آب و تاب که را جلوه ی ستاره ی توست ؟ که آفتاب در این باب استعاره ی توست همین امید نه ترجیع مهربانی تو که عشق نیز به تکرار خود دوباره ی توست نسیم کیست به چوپانی دلم ؟ که تویی که گله های گلم پیش چوبپاره ی توست بهار با همه ی جلوه و جمل گلی به پیش سینه ی پیراهن بهاره ی توست سپیده را به بر و دوش خود چرا نکشی ؟ که این حریر جدا بافت از قواره ی توست تو داغ بر دل هر روشنی نهی که به باغ چراغ لاله طفیل چراغواره ی توست رضا به قسمت خاکسترم چرا ندهم ؟ به خرمنم نه مگر شعله از شراره ی توست ؟ ستاره نیز که باشم کجا سرم به شهاب که رو به سوی سحر قاصد سواره ی توست اگر به ساحل امنی رسم در این شب هول همان کنار تو آری همان کناره ی توست حسین منزوی[گل]

معلمی از جنس پائیز

سلام علی مهربان خوبی؟ صبحت بخیر ممنونم از لطفتون که بمن سر زدید منم از خوندن اشعارتون لذت بردم مرسی[قلب]

ح

[سبز]خدایی همی هوم شعر بی؟ دلم وشور امه [سبز]خاد ای شعرات خواننده های زیاد ره از دس متی ایستا[سبز]