حق دارد اگر چه طالب آزادیست

درود

این روزها آنقدر درسها سخت و جانگزاست که آمدن به این گردونه راستکی برایم آرزو شده است. هرچند که به خود «آرزو» فکر نمی کنم.

یاد می آید پارسال که توی ده روی تپه ای مشرف به باغ انگورمان درس می خواندم صدای حاجیه سکینه را از دو می شنیدم که به مادرم می گفت علی هنوز دارد درس می خواند و مادرم (که جانم فدایش شود) ساده و بی پیرایه می گفت:

هُو(بله) الان کلاس بیست و دومه

مانده بودم بخندم یا گریه کنم به شمارش سالیانی  که مادرم بیادش مانده که من درس می خواندم و او در کنارم مثل شمعی آب می شد.

ماییم و سری حوالی بی مویی

پیشانی مان بلند در پررویی

دلخسته و جان به لب از این استادان

گویند به ما هنوز دانشجویی


***

ماهی برسد که تورشان را ببرد

از کوچه ما عبورشان را ببرد

بی واهمه اند از دعای من و تو

آن روز که مرده شورشان را ببرد

***

زلف کج و آب دیده کارش را کرد

از پنجره ورپریده کارش را کرد

گفتم به دلم عاشق چشمش نشوی

چشمان قلم کشیده کارش را کرد

***

با داد و هوار آمده است این آدم

بیچاره نزار آمده است این آدم

حق دارد اگر چه طالب آزادیست

چون تحت فشار آمده است این آدم

گریت ویکتور:

با لبخند ماهی ها را هم به تور بیندازید.

بدرود

 

/ 11 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آقا معلم

سلام بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک شاخه های شسته، باران خورده، پاک آسمان آبی و ابر سپيد برگهای سبز بيد عطر نرگس، رقص باد نغمه و بانگ پرستوهای شاد خلوت گرم کبوترهای مست نرم نرمک ميرسد اينک بهار خوش بحال روزگار … سال نو بر شما و خانواده محترمتان مبارک . امید که سالی سرشار از سلامتی ،موفقیت پیش رو داشته باشید.

شیخ نهایی

درود بر مظفر عزیز همچنان میخوانیم و لذت میبریم از کارهایتان ، عیدتان مبارک شاد باشید

بیدل

در نهان، به آنانی دل میبندیم که دوستمان ندارند، و در آشکارا از آنانی که دوستمان دارند غافلیم. شاید این است دلیل تنهایی ما "دکتر علی شریعتی".سلام من یه مدت بود نبودم ولی وبلاگتو عالی کردی هرچند دیگه به ما سر نمیزنی ..

برای زنده ماندن دو خورشید لازم است؛ یکی در آسمان و یکی در قلب

آقا معلم

معلم عزیز ، تو را به چه مانند کنم . دل دریاییت لبریز از آرامش است همچون کوه استوار از حوادث روزگار ایستاده ای و همچون ابر، باران پر شکوه معرفت بر چمن های دشت دانش آموختگی فرو می ریزی روزت مبارک .