شلوار پدر

می گفت که با خدا شده ، مادر گفت

چون آینه بی صدا شده ، مادر گفت

دیروز نشسته بود و خود را می زد

شلوار پدر ، دو تا شده ، مادر گفت

/ 2 نظر / 22 بازدید
میلاد

سلام وبلاگ خوبي داري ولي اي کاش جايي مينوشتي که از امنيتش مطمئن باشي و بدوني زحماتت هدر نميره.حتما ميدوني که پرشين بلاگ رو هک کردن و دامين دات کامش رو دزديدن .چرا نميري تو بلاگتاز که الان داره تو وبلاگ نويسي براي خودش تو ايران قطبي بزرگ ميشه چون از هر لحاظ براي کاربراش کار ميکنه نه برا مقاصد خودش www.blogtaz.com