تقدیم به همه آنانی که مادرزنانشان را دوست خواهند داشت !

سلام

تقدیم به منوچهر نوذری که وقتی به او تقدیم کردم از رادیو صبح جمع با شما بگوید و بخواند کلی خندید و گفت اگر بخوانمش آفتاب تابان را نخواهم دید.

انگار او هم مثل من مادر همسرش را دوست داشت ... 

درست مثل تو که هنوز ازدواج نکرده ای...

خوش....

 

آنکه جان گیرد ز دامادش فقط مادرزن است

بدتر از طوفان و سیل و رعد و برق و بهمن است

 

روز زن واجب شده مردم برای او طلا  

سهم ما در روز مرد یک پارچه پیراهن است

 

سل وبا و حصبه و طاعون به جانش زد شبی

مالک الموت کی خبر دارد که او رویین تن است

 

از نگاهش می شود آتش گرفت و ققنوس شد

اهل بمباران اعصاب است او بمب افکن است

 

شوهرش را در جوانی او روانی کرده است

مرد حالا در کما و زیر سیتی اسکن است

 

او زبانش چون جوالدوزیست در یابیدمان

و زبان دخترش کوچکتر است چون سوزن است

 

می رود مکه برای هرکه چیزی آورد

خلعتی از آخرت در بقچه سوغات من است

 

در عجب ماندم چه می خواهد خدا از جانمان

دوستم دارد چنین او که شبیه دشمن است

 

همسرم گر پی برد از مادرش گفتم کنون

فین کاشان باید و دستور قتلم حتما است

 

 

 

/ 1 نظر / 25 بازدید